شعر بسیار زیبای باوه یال
غلامرضاخان اركوازی با دختر عموی خود ازدواج كرده و حاصل آن دو پسر به نامهای "محمدرضا و احمد خان" بوده است. غلامرضاخان اركوازی همچون بسیاری دیگر از شعرای كرد اهل عرفان بوده و شعرهای نغز در این باب سروده است. وی به باور كهنسالان آگاه و بازماندگانش اهل كشف و كرامت بوده و كراماتی نیز بدو نسبت دادهاند گرچه صحت این ادعا قابل اثبات نیست اما از مقام و منزلت شاعر در نزد مردم حكایاتی از او مطرح است. بر اساس مطالب موجود غلامرضاخان اركوازی سالها پیش از سرایش مناجات نامه چند سالی به ریاست ایل خود مشغول بوده و با دستگاه والی زمان خود ارتباط نزدیكی داشته است زیرا والی آن زمان یعنی "حسنخان ابوقداره" در سرنوشت وی نقش داشته است. پس از مدتی دوستی شاعر با والی آن زمان سرانجام به دلیل ظلم حسن خان والی، شاعر با او به دشمنی بر میخیزد و حسن خان ، غلامرضا خان را به زندان میاندازد و او را با غل و زنجیر مقید میكند. این آزارها مطابق اشعاری كه شاعر در مناجات نامه خود بیان میكند به دست یكی از عوامل والی به نام "شهباز" كه سرهنگ سالار بوده صورت گرفته است.
شاعر خود به كرات شكایت میكند كه او را به سختی شكنجه كردهاند و حتی این شكنجهها به حدی بوده كه شاعر این ایام را به ناله و زاری سپری كرده، چنان كه مردم از ناله او به تنگ میآمدند. یكی از انگیزههای اختلاف خان با شاعر به احتمال قوی پیگیری سیاست سركوبی و استیصال طوایف ایلام بوده زیرا حسنخان پس از آنكه به دنبال انتقامكشی از اهالی لرستان به نوعی مطرود میشود مقر حكومت خود را به پشتكوه "ایلام" منتقل میكند و در همان سالهای نخست جهت سركوبی هر گونه مقاومت و مخالفت احتمالی به استیصال طوایف عمده و قدیمی ایلام میپردازد. در كنار بعد مذهبی و معنوی شاعر باید به بعد اجتماعی و ظلم ستیزی او اشاره داشت زیرا او برغم تمكن مالی و تقرب در دستگاه حاكمه زمان خود و ریاست یكی از طوایف ایلام به دلایلی كه ریشه در ظلم ستیزی او دارد با حاكمان ظالم به مبارزه پرداخته و سالهای زیادی از عمرش را در زندان سپری كرده است. غلامرضاخان اكوازی شایسته تمجید است زیرا در فضایی عاری از علم و كتاب، پارهای از خاك ایران اهورایی را به آموزههای معنوی و مذهبی خود روشنی بخشید، در خور احترام است زیرا تشیع را نه در تحدیر توده كه برای ترغیب و انگیزش مردم به سرخی فریاد زده است. سزاوار تكریم است زیرا كه با مبارزه فرهنگی به تعهد اجتماعی خود عمل كرد و نهایتا شایسته سپاس است بدان دلیل كه آثاری گرانسنگ همچون "مناجات نامه" و "باویال" را آفریده و پارههایی درخشان از ذوق و ادب را برای كشور و زادگاهش به یادگار نهاده و صفحاتی ارجمندتر بر پشتوانه فرهنگی ایران و قوم كرد افزوده است.
ادامه نوشته
شاعر خود به كرات شكایت میكند كه او را به سختی شكنجه كردهاند و حتی این شكنجهها به حدی بوده كه شاعر این ایام را به ناله و زاری سپری كرده، چنان كه مردم از ناله او به تنگ میآمدند. یكی از انگیزههای اختلاف خان با شاعر به احتمال قوی پیگیری سیاست سركوبی و استیصال طوایف ایلام بوده زیرا حسنخان پس از آنكه به دنبال انتقامكشی از اهالی لرستان به نوعی مطرود میشود مقر حكومت خود را به پشتكوه "ایلام" منتقل میكند و در همان سالهای نخست جهت سركوبی هر گونه مقاومت و مخالفت احتمالی به استیصال طوایف عمده و قدیمی ایلام میپردازد. در كنار بعد مذهبی و معنوی شاعر باید به بعد اجتماعی و ظلم ستیزی او اشاره داشت زیرا او برغم تمكن مالی و تقرب در دستگاه حاكمه زمان خود و ریاست یكی از طوایف ایلام به دلایلی كه ریشه در ظلم ستیزی او دارد با حاكمان ظالم به مبارزه پرداخته و سالهای زیادی از عمرش را در زندان سپری كرده است. غلامرضاخان اكوازی شایسته تمجید است زیرا در فضایی عاری از علم و كتاب، پارهای از خاك ایران اهورایی را به آموزههای معنوی و مذهبی خود روشنی بخشید، در خور احترام است زیرا تشیع را نه در تحدیر توده كه برای ترغیب و انگیزش مردم به سرخی فریاد زده است. سزاوار تكریم است زیرا كه با مبارزه فرهنگی به تعهد اجتماعی خود عمل كرد و نهایتا شایسته سپاس است بدان دلیل كه آثاری گرانسنگ همچون "مناجات نامه" و "باویال" را آفریده و پارههایی درخشان از ذوق و ادب را برای كشور و زادگاهش به یادگار نهاده و صفحاتی ارجمندتر بر پشتوانه فرهنگی ایران و قوم كرد افزوده است.
برای دیدن ادامه مطلب و دانلود شعر باوه یال به صدای استاد زندی به ادامه مطلب بروید
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 20:2 توسط مهدی
|